بید مجنون درختیه که تو خونواده به نام من ثبت شده... خیلی دوسش دارم... از همه درختا بیشتر... منو یاد کارتون با خانمان میندازه و پرین... حس خیلی خوبی با دیدن بید مجنون دارم...
.
.
.
.
دیدین تو خیابونا درختای میوه به شکوفه نشستن... فوق العاده است... چند روز پیش بیرون بودم و یه درخت پر از شکوفه دیدم... اگه دوربین داشتم حتما ازش عکس میگرفتم... از اینا نبود که چند تا دونه شکوفه داشته باشن... واقعا پر از شکوفه بود... قبلا تو حیاط خونه چند تا درخت میوه داشتیم ... مثلا گیلاس که فصل بهار که میشد پر میشد از شکوفه های ریز سفید... اما الان که دورمون پر از ساختمونای بلند شده چون نور کافی به باغچه نمیرسه درختامونم خراب و ضعیف شدن و دیگه میوه نمیدن... یه درخت لیمو هم داریم که تو سرمای شدید چند سال پیش خشک شد اما دو سالی میشه که بچه های همون درخت لیمو رشد کرده و تو بهار شکوفه میده... شکوفه هاش تو شب یه عطری داره که بیا و ببین... تا توی اتاقا هم عطرش پخش میشه...
.
.
.
.