همین جوری نوشت های میم (45)

* تو دو سه روز گذشته برادران محترم و همسران محترمه شون عیدی بنده و مادر و خواهرمو آوردن... درسته راضی به زحمتشون نیستم اما اینکه سنتها رعایت میشه یه جورایی احترامه... البته که هدیه گرفتن به شدت باعث خوشحالی و مسرت میشه... خدا براشون زیاد بکنه...

*جمعه قبل از ظهر با پدرم رفته بودیم برای کاری بیرون و یه دسته بزرگ پرنده مهاجر دیدیم... تو محدوده ما که تقریبا نزدیک به مرکز شهره یه چیز عجیب و نادره... مرغای دریایی بودند که پدرم میگفتن از منطقه سردسیر اومدن... خیلی جالب بود... من تا به حال از نزدیک ندیده بودم یه همچین چیزی رو...

*هر چی سعی میکنم ریخت و پاشای خونه تکونی رو تموم کنم انگار نمیشه... هم دست تنها هستم و هم اینکه پشت هم مهمانداری باید بکنم... فکر کنید تو هفته گذشته 4 روزش رو مهمان داشتیم، همه هم برای وعده های غذایی... خیلی بده به هیچ کدوم از کارای خودم نمیرسم این طوری... همش دعا میکنم فرصت کافی برای انجام کارای خودم داشته باشم...

نظرات 1 + ارسال نظر
Admin یکشنبه 25 اسفند 1392 ساعت 00:09 http://vanoshe.ir

سلام دوست عزیز.وب جالبی داری منم یه سایت تفریحی و سرگرمی دارم که هر روز با پست های زیادی مثل(عکس بازیگران-زناشویی-آشپزی-سبک زندگی-مدل لباس و....) آپیدت میشه.ازت دعوت میکنم تا به سایتم بیای امیدوارم از سایتم خوشت بیاد.

www.vanoshe.ir
مجله اینترنتی ونوشه

سلام، ممنون که به وبم سر زدی، حتما

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد